سلام دوستان گرامی./
این هم چند مطلب که آماده کرده بودم براتون تو وبلاگ بزارم ولی وقت نمی کردم.
موفق باشید . یا علی و یا زهرا
این هم چند مطلب که آماده کرده بودم براتون تو وبلاگ بزارم ولی وقت نمی کردم.
موفق باشید . یا علی و یا زهرا
يا علي وقتي مالك اشترت را زهر دادند ، كمرت شكست.آخر اين چه رسمي است كه تنهايي بايد مونس جداناپذير بزرگان باشد.
يا علي اي كاش هيچوقت با به ديار خيانت بار كوفه پا نمي گذاشتي.شايد اگر مي دانستي كه اين مردم خيانت پيشه پسرت حسين را تنها خواهند گذاشت ، هيچگاه به اين ديار نفرين شده نمي آمدي.
يا علي يادت هست وقتي بدن مطهر پيامبر را غسل و كفن مي كردي اين امت منافق چگونه ميراث پيامبر را تقسيم مي كردند.يا علي آن شب را يادت هست كه عزيز دل پيامبر را جلوي چشمانت زدند.
يا علي با گريه ي يتيمان فاطمه چه مي كردي.
اما با اين همه درد و رنج كه لايق پيشوايي چون تو نبود به خداي كعبه قسم رستگار شدي.
التماس دعا/ آ ریایی
در شماره بعدی شنگول به دنبال کار میگرددو...
منتظر نظرات و پیشنهادات شما عزیزان هستم. موفق و پیروز باشید.
در یک اتفاق نادر به دلیل اشکال در سیستم تاسیسات برق بیمارستان تخصصی زنان میرزا کوچک خان تهران، عمل سزارین یک مادر در زیر نور چراغ قوه و تلفن همراه انجام شد.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران- منطقه علوم پزشکی تهران، قطع برق در بیمارستان میرزا کوچک خان دانشگاه علوم پزشکی تهران در روز دوشنبه هفته گذشته و آسیبدیدن برخی دستگاهها و سیستمهای این بیمارستان در پی تغییر ولتاژ، بخشی از فعالیتهای این بیمارستان را برای ساعاتی مختل کرد.
این در حالیست که پزشکان این بیمارستان در آن فاصله زمانی و علیرغم تاریکی اتاق با استفاده از نور چراغ قوه و تلفن همراه یک عمل سزارین را با موفقیت انجام و جان مادر و نوزادش را نجات دادند.
گفتنی است، مسؤولان این بیمارستان به دلیل آسیبدیدگی دستگاهها در آن ساعات از پذیرش بیمار جدید خودداری کرده و درعین حال نیز برخی از بیماران به محوطه بیمارستان منتقل شدند.
محمد علیآبادی، رئیس سازمان تربیتبدنی، به فاصله یک هفته پس از پایان بازیهای المپیک ۲۰۰۸ از مردمی که به گفته او منتظر نتایج کاروان ایران بودند، عذرخواهی کرد اما در عین حال گفت معتقد است که این سازمان هیچ کوتاهی یا کمفروشیای نکرده است.
علیآبادی که شنبهشب در مراسم اهدای جوایز هادی ساعی و مراد محمدی حرف میزد، گفت هنوز نمیداند چه اتفاقی افتاد که ورزش ایران در المپیک خوب نتیجه نگرفت: حذف نابهنگام رضازاده، آسیبدیدگی حدادی و عدم موفقیت مرد بزرگ کشتی (حمید سوریان)، مردی که سهبار عنوان قهرمانی جهان را از آن خود کرده و از نظر کارشناسان باید مدال طلای المپیک را بر گردن میانداخت، عواملی بودند که پیشبینی آنها امکان نداشت.
نمیدانم چه شد که این اتفاق افتاد. تنها میتوانم از مردم که منتظر نتایج کاروان اعزامی ایران به المپیک بودند، عذرخواهی کنم. ولی ما کوتاهی نکردیم و هرچه در توان داشتیم، گذاشتیم
همسر آقای خمینی در سیسییو بستری شد
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس خدیجه ثقفی همسر همسر بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران از ۲ روز پیش در بخش سیسییو یکی از بیمارستانهای تهران بستری شده است.
پزشکان در حال حاضر حال عمومی وی را رضایتبخش توصیف میکنند
یا علی ///آ ریایی
باسلام خدمت شما عزیزان
شماره جدید دو هفته نامه شمال فارس به مدیر مسئولی آقای عطا سالاری و سردبیری آقای محمد ثابت اقلیدی چا پ شد.
آقای حمید ثابت اقلیدی هم مشغول چاپ نشریه کلید تخت جمشید شده و با افتخار اعلام میکنیم که شهرستان اقلید دارای دو نشریه مستقله که از همین جا از همه ی اونایی که میتونن به این دو نشریه کمک کنن خواهش میکنم جهت بالا بردن سطح کمی و کیفی این دو نشریه در شهرمون همکاری کنند.
قسمت چهارم داستانهای نیش دار برا بچه های ریش دار ( شنگول ومنگول ) هم در شماره جدید دوهفته نامه امید فارس پیش شماره پنجم نیمه اول مرداد ماه صفحه چهار چاپ شده. خوشحال میشم من را نوشتن ادامه این داستان با ارائه پیشنهادات و انتقادات و معرفی سوژه یاری کنید. یا علی خدانگهدار
مهدی رحیمی (آریایی)
این مقایسه توهین به دخترو پسر این دهه ها نیست صرفا مقایسه ای طنزآمیز و خاطر نشان کردن وضعیتی است که روشنفکران به آن عوارض دوره گذار و دینداران به آن نشانه های آخرالزمانی می گویند و در کل بهره ای از حقیقت دارد.انکار این مقایسه شاید خودیک نشانه ی آخرالزمانی باشد.
دختر دهه 60 :باید با آبرو باشم
دختر دهه 70 :باید تحصیلکرده باشم
دختر دهه 80 :باید پولدار باشم
پسر دهه 60 :دارم میرم جبهه
پسر دهه 70 :دارم میرم دختر بازی
پسر دهه 80 :دارم میرم بیمارستان سم زدایی
دختر دهه 60 : مرد باید با اخلاق باشه
دختر دهه 70 :مرد باید تحصیلکرده باشه
دختر دهه 80 :مرد باید پولدار باشه
پسر دهه 60 :در سن 25 سالگی سیگاری میشد
پسر دهه 70 :در 20 سالگی سیگاری می شد
پسر دهه 80 :قبل از سن بلوغ سیگاری می شود.
دختردهه 60 : 30 ساله شدم و احساس ترشیدگی می کنم
دختردهه 70 : 25 ساله شدم و احساس ترشیدگی می کنم
دختردهه 80 : 20 ساله شدم و احساس ترشیدگی می کنم
پسر دهه 60 : دارم میرم باشگاه... دارم میرم زیر زمین دو استکان عرق بخورم
پسر دهه 70:دارم میرم پارتی... دارم میرم سیگار و حشیش بکشم
پسر دهه 80 :دارم میرم دبی ... دارم میرم اسید .شیشه . کرک.ال اس دی.و هروئین و انواع قرص های توهم زا .... مصرف کنم
دختر دهه 60 : دوست پسر یکی اونهم یه عشق پاک
دختر دهه 70 :دوست پسر یکی یا دوتا . چند تا هم زاپاس برای روز مبادا
دختر دهه 80 : دوست پسر بین یک نفر تا یک هنگ یا تیپ در رده سنی بین 20 تا 60 سال مجرد تا صاحب عیال و چند سر عائله. بالاخره تو این همه آدم یکی پیدا میشه بخواد لباس عروس واسم بخره.
پسر دهه 60 :داریوش گوش می داد
پسر دهه 70 :ابی گوش می داد
پسر دهه 80 :مقلدین درجه 3و 4 داریوش و ابی را (که خواب عکس انداختن با داریوش را می بینند) را گوش می دهد .
دختر دهه 60 :دختر بدون بکارت باید بره بمیره
دختر دهه 70:اشتباه بزرگی کردم خاک تو سرم
دختر دهه 80 : دختر باکره یعنی امل و بی فرهنگ. باید بره بمیره.
پسر دهه 60 :شریعتی می خواند
پسر دهه 70 :شاملو می خواند
پسر دهه 80 :هری پاتر می خواند.
دختر دهه 60 :به خاطر حفظ آبرو همه کار می کنم
دختر دهه 70 :به خاطر دوست پسرم همه کار می کنم
دختر دهه 80 : به خاطر پول همه کار می کنم.
پسر دهه 60 :خانواده و پدر مادرم عزیزترین چیز است
پسر دهه 70 :دوست دخترم عزیز ترین چیزاست
پسر دهه 80 :مواد محرک و توهم زا و ماشینم عزیز ترین چیزند.
دختر دهه 60 :شوهر منجی نیست شوهر کردن سنت خدا و رسم زندگی ست.
دختر دهه 70 :شوهر شوهره شوهر... بالشت سره شوهر...
دختر دهه 80 :من یک افسرده ی روانی پر از غصه ام و شوهر منجی من است و دیگر هیچ راه نجاتی نیست.
پسر دهه 60 :در هر صورت باید زن بگیرم
پسر دهه 70 :باید پولداربشم و زن بگیرم
پسر دهه 80 :باید قاطی کنم و زن بگیرم.
دختر دهه 60 : زن روز و ر.اعتمادی می خواند
دختر دهه 70 :فهیمه رحیمی و مهدی سهیلی می خواند
دختر دهه 80:بیشتر در اینترنت دنبال فیلتر شکن جدید و پروکسی است.
پسر دهه 60 :مرگ بر اثر جنگ با عراق
پسر دهه 70 :مرگ بر اثر تصادف با موتور و ماشین
پسر دهه 80 :مرگ بر اثر اور دز و سنکوپ بر اثر استعمال هرویین و ایدز و سوانح رانندگی
دختر دهه 60:سیگار کشیدن دختر یک کابوس است دختری که سیگار می کشد خراب است.
دختر دهه 70 :گهگاهی کنار پنجره یا واسه افه تو پارتی یا کافی شاپ یه دو نخ می کشم.
دختر دهه 80 :پیش به سوی آسم، سرطان حنجره ،ریه،نای و خون قبل از یائستگی.
جوان دهه 60 :جنگ زده بود
جوان دهه 70 :غرب زده بود
جوان دهه 80 :پوچ است.
دختر دهه 60 :از خدا می ترسم
دختر دهه 70 : از بی عشقی می ترسم
دختر دهه 80 :از بی پولی می ترسم.
جوان دهه 60 :خواب صلح و آرامش می دید
جوان دهه 70 :خواب سکسی می دید
جوان دهه 80 :فقط کابوس می بیند.
پدر برای پسر دهه 60 :در حکم یک پدر مقدس بود حرمتش کاملا حفظ می شد
پدر برای پسر دهه 70: در حکم یکی از اعضای خانواده بود باید به او حال داد.
پدر برای پسر دهه 80 :سر خره عوضی اسکل بی پدر مادر.
دختر دهه 60 : اول نجابت خود را به رخ می کشید
دختر دهه 70 : اول مدرک تحصیلی خود را به رخ می کشید
دختر دهه 80 : اول مارک و مدل اتومبیل و ریخت و قیافه خود را به رخ می کشد.
داماد دهه 60 :فقط پدر مادرم ،زن و بچه ،و کارم
داماد دهه 70 :فقط زن و بچه و عشق و حالم و کارم
داماد دهه 80 :فقط عشق و حالم و کارم.
عروس دهه 60 :بایدمثل مادرم سوخت و ساخت این ذات زندگی ست بدبختی و خوشبختی با هم.طلاق پاک کردن صورت مسئله ست و مسئله میزان بردباری صبر و توان مدیریت منه.باید سعی کنم مثل دو رود در کنار هم باشیم. باید مدیریت کنم این هنر زندگیه.
عروس دهه 70 :نباید سوخت وساخت اما باید زندگی کرد و همینطور در وقت لزوم مقابله به مثل.طلاق پایان تلخیه اما خب مجبورم بهم سخت بگذره ول می کنم میرم. این هنر زندگیه.
عروس دهه 80 :مثل دو کوه برابر هم.عوضی بره مهرمو می زارم اجرا یه راست می رم با یکی دیگه.خوش بگذرون و سختی نکش.این هنر زندگیه.
مرد دهه 60:خدا خانواده ثروت
مرد دهه 70 :خانواده ثروت خیانت به همسر
مرد دهه 80:ثروت، خیانت به همسر ،مصرف پروزاک و انواع دیگر قرص اعصاب .
زید که یک افسر پلیس بوده پس از اینکه دستور مقام ارشدش را برای اصلاح کردن ریش خود قبول نکرده از کار اخراج شده است.
وی از سال ۲۰۰۶ در این مرکز کار می کرده که رئیس جدید به وی دستور داده بود ریشش را بزند اما وی این کار را رد کرده بود و ترجیح داده بود تا اخراج شود.
وی به خاطر اخراجش هم اکنون به دادگاه ایلی نویز شکایت کرده است. به گفته همکاران وی ، از زید خواسته شده بوده تا مدارک مسلمان بودنش را ارائه دهد اما قبل از اینکه وی این کار را بکند اخراج شده است.
یکی از مهمترین مشکلات مسلمانان در آمریکا پیش داوری درباره آنها و نگرش این گروه به عنوان تروریست است.
یک صلوات پاداش کارمند امانتدار شهرداری اصفهان
یک کارمند در منطقه چهار شهرداری اصفهان در قبال برگرداندن یک میلیارد و هفتاد میلیون ریال چک پول به صاحبش،درخواست یک صلوات برای سلامتی امام زمان(عج) کرد.
حسن اکبری کارمند منطقه چهار پس از یافتن یک کیف پول حاوی یک میلیارد و هفتاد میلیون ریال چک پول، با درخواست یک صلوات کیف را به صاحبش برگرداند.
اکبری رزق حلال و ایمان راسخ را سرمایه اصلی خود در زندگی عنوان کرد و عمل خود را براساس وظیفه و در راه کسب رضای خدا دانست.
صاحب کیف نیز گفت: پس از دریافت پول حاصل از فروش خانهام آن را در کیف گذاشتم و پس از مدتی متوجه شدم که کیف را گم کردهام.
گفتنی است پس از اصرار و پافشاری صاحب کیف برای پرداخت پاداش، حسن اکبری صلوات برای سلامتی امام زمان (عج ) را بهترین پاداش برای خود دانست.
منبع : خبرگزاری فارس
من دیگه خیلی وقته دست به قلم نبردم و چیز تازه ای ننوشتم. اما بهتون قول میدم خیلی بیشتر از قبل تو وبلاگ مطلب بزارم . از امروز دوباره وبلاگ اقلید ۱۰۰۰ فعال میشه . باز هم منتظر نظرات شما عزیزان هستم . ممنون از اینکه پیامهاتون رو به صورت خصوصی میفرستید و شرمنده از اینکه پیام های شمارو از تو وبلاگ حذف میکنم.
حضرت زهرا پشت و پناه همتون.
سلام دوستان گرامی . چند روزی دل و دماغ به روز کردن نداشتم مضاف بر اینکه به خاظر مشغله ی فراوان این روزها فرصت کمی برای نت دارم از همه ی دوستانی که آمده اند و اظهار لطف کرده اند و با شرمندگی نتوانسته ام بهشان سر بزنم، پوزش می خواهم.
امشب یکی ازدوستان قدیمی بعد از مدتها به من زنگ زد و درمورد موضوعی با من صحبت کرد و صحت و سقم موضوعی را از من خواست که واقعا این موضوع منو شوکه کرد.اینجور که معلومه از روزی که من شروع به چاپ نوشته هام با نام مستعار آریایی کرده ام یکی داره از این عنوان آریایی سو استفاده میکنه. به اطلاع شما عزیزان برسونم که من به غیر از وبلاگ اقلید۱۰۰۰ و وبلاگ بی تو باران b2baran هیچ وبلاگ دیگه که نوشته هام رو تو اون بزارم ندارم . آیدی من هم تنهاهمون آریایی وروجکه پس خواهش میکنم با دیدن بعضی نوشته ها و بعضی اتفاق ها با عنوان مهدی آریایی به من شک نکنید. و از دست من ناراحت نشید.
موفق باشید شبتون به خیر.

باسلام خدمت تمامی دوستان عزیزو گرامی
پخش فیلم تلنگردومین فیلمی که من در آن بازیگری و نویسندگی کرد ه ام از روز یکشنبه ۱۹ خردادماه از شبکه فارس شروع شده.
موفقیت من در این مجموعه رو مدیون کارگردان توانای ایران استاد انتصاری هستم.
هرروز عصر ساعت تقریبا ۱۷ شبکه فارس برنامه تلنگر
دوستان بگذارید کمی حرف دل حقایق واقعیت ها رو بیان کنم
متاسفانه ما انسان ها از حقایق دنیا وزندگی غافلیم حقایق رو درک نمی کنیم این زندگی دنیوی جاودان نیست و هیچ کس از چند ثانیه بعد خبر ندارد و هر لحظه امکان دارد مرگ به سراغمان بیاید به نظرتون در کارنامه اعمالتون مهر قبولی خورده است
دنیا جایی است که انسان باید توشه بگیرد برای اخرت . متاسفانه ما انسان ها همه به نوعی فریب دنیا و شیطان وسوسه کننده را خورده ایم به این گذر عمر نگاه کنید چه زود می گذرد عمر گران می گذرد این همه فساد بد حجابی بی دینی بی بند وباری ظلم ریا
متاسفانه پیشرفت تکنولوژی باعث این همه فساد شده است من خوب یادمه از سال های 64 تا 70 تلویزون ها سیا ه وسفید بود اکثرا و 2 کانال هم بیشتر نبود وبیشتر خونه ها تلفن هم نداشت ولی امروز تفن جای خود هر کس یک تلفن همراه دارد من با تلفن همرا مشکلی ندارم اما این همه غرتی بازی دوربین بلوتوث مموری و حتی سرویس پیام کوتاه چه فسادی را در این مملکت ترویج داد کامپیوترها سی دی ها و اینترنت و از همه بد تر ماهواره ها باعث این همه ترویج فساد شده است
امروزه همه به دنبال پول هستند وبه فکر کلاه گذاشتن سر یکدیگر غافل از اینکه این دنیا حساب وکتاب داره و همه اعمالشون ضبط میشود و یک روز کیفر خواهند شد ....... به حساب خود برسید قبل از اینکه به حساب شما رسیدگی شود
اگر امام زنده بود اگر امام خمینی وضع کنونی کشور را می دید چه عکس العملی نشان می داد این لباس پوشیدن ها این موسیقی های داخل ایران این همه دیش بالای پشت بامها که به روستا ها و دهات ها هم رسیده چه می کرد چرا مردم ایران البته بعضی ها این قدر بدبخت عقده ای هستند چرا این قدر بدبخت
چرا در این کشور اسلام ناب محمدی به اجرا در نیامد چرا نوک قانون انقدر تیز نیست که قاچاق چیان و پخش کننده ها ی مواد مخدر و روان گردان و وارکنندگان تجهیزات ماهواره ای ونصاب ها و وارد کنندگان و توزیع کنندگان مشروبات الکلی چرا جاسوسان و مزدوران انها و چرا مزاحمین نوامیس مردم و تجاوز به عنف و زنان خیابانی اعدام نمی شوند چرا چرا چرا شرور ها اعدام نمی شوند چرا قاتلین دزد ها ادم ربایان اعدام نمی شوند چرا شهرام جزایری که مظهر قساد اقتصادی بود اعدام نمی شوند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا جلو فرار سرمایه به دبی گرفته نمی شود چرا پروازهای مستقیم به امارات ترکیه تایلند گرفته نمی شود مسولان نظام مقصرند را هی برای فساد پیش روی مردم باز کردند چرا با تبلیغات ماهواره ای که از داخل ایران به شبکه های لس انجلسی داده می شود برخورد نمی شود چرا مهاجر و ایران موزیک تعطیل نمی شود چرا با موسیقی زیر زمینی برخورد نمی شود
لعنت خدا بر قاتل فاطمه لعنت خدا بر عمر باد لعنت بر معاویه لعنت بر یزید لعنت بر ابن ملجم لعنت بر هارون متوکل مامون معتصم لعنت بر عمروعاص لعنت خاندان پهلوی و قاجار لعنت بر منافقین و بنی صدر
یادش بخیر!
دوران کودکی و نوجوانی خیابانهای شهرمان رنگ دیگری بود. رنگ حجاب داشت؛ رنگ عفت داشت.
یادم می آید هروقت چند تار مویی از سرمان شکسته و بد حالت می شد کلی جلوی آینه با آن ور می رفتیم تا وقتی بیرون رفتیم خجالت نکشیم. لباسها ساده و محترم مثل دلها بود. در خیابانها معمولا صدای موسیقی بلند نبود. یا آهنگ اذان مساجد بود و یا اگر آهنگ موسیقی لس آنجلسی هم بلند بود به اندازهی خودش دم از وفاداری و صداقت و عشق می زد. آن وقت ها لس آنجلسی ها هم انگار ته دلشان صداقت و جوانمردی بود.
جیب ها پر بود از کتاب های دعا و قاب ها پر بود از عکس شهدا و قرآن و دعا!
یادش بخیرمحل قدیمی مان! در صف نانوایی ایستاده بودم که پسر جوانی به دختری در آن صف به قول خودمان چپ نگاه کرد و شاید غلط خورد و چیزی هم گفت و دخترک کلی سرخ و سفید شد و رفت. نبودید که چه محشری به پا شد! همین علی آقا کاسب محله مان رگ غیرتش ترکید و آچار جک را از پشت ماشین بیرون آورد و خلاصه او بدو و پسرک بدو!

وصایای شهدا با استفاده از پیام کوتاه توسط اداره کل حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس استان اصفهان ارسال می شود. این نرم افزار بر اساس سن مخاطب طراحی شده است و به طور اتفاقی از بین 12هزار پیام منتخب در وصیت نامه شهدا، پیامی را برای گیرنده انتخاب و ارسال می کند. نحوه استفاده از این نرم افزار به این صورت است که شخص، سن خود را در دو رقم به صورت پیام کوتاه به شماره09132087312 ارسال می کند و پس از چند دقیقه پیام شهید را دریافت خواهد کرد. این نرم افزار تا کنون بیش از 5 هزار پیام کوتاه را برای مخاطبین خود ارسال کرده و با توجه به استقبال فراوان این آمار در حال افزایش است.
بسم رب الشهدا و الصدیقین: چه کسی می داند جنگ چیست؟ چه کسی می داند فرودیک خمپاره قلب چند نفر را می درد؟ چه کسی می داند جنگ یعنی سوختن، یعنی آتش، یعنی گریز به هر جا، به هر جا که اینجا نباشد، یعنی اضطراب که کودکم کجاست؟ جوانم چه می کند؟ دخترم چه شد؟ به راستی ما کجای این سوال ها و جواب ها قرار گرفته ایم ؟ کدام دختر دانشجویی که حتی حوصله ندارد عکس های جنگ را ببیند و اخبار آن را بشنود. از قصه دختران معصوم سوسنگرد با خبر است؟ آن مظاهر شرم و حیا را چه کسی یاد می کند که بی شرمان دامنشان را آلوده کردند و زنده زنده به رسم اجدادشان به گور سپردند. کدام پسر دانشجویی می داند هویزه کجاست؟ چه کسی در هویزه جنگیده؟ کشته شده و در آنجا دفن گردیده؟ چه کسی است که معنی این جمله رادرک کند: نبرد تن و تانک؟! اصلا چه کسی می داند تانک چیست؟ چگونه سر 120دانشجوی مبارز و مظلوم زیر شنی های تانک له می شود؟ آیا می توانید این مسئله را حل کنید؟ گلوله ای از لوله دوشکا با سرعت اولیه خود از فاصله هزار متری شلیک می شود و در مبدا به حلقومی اصابت نموده و آن راسوراخ کرده وگذر می کند، حالا معلوم نمایید سرکجا افتاده است؟ کدام گریبان پاره می شود؟ کدام کودک در انزوار و خلوت اشک می ریزد؟ و کدام کدام .............؟ توانستید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اگر نمی توانید، این مسئله را با کمی دقت بیشتر حل کنید: هواپیمایی با یک و نیم برابر سرعت صوت از ارتفاع ده متری سطح زمین، ماشین لندکروزی را که با سرعت درجاده مهران – دهلران حرکت می نماید، مورد اصابت موشک قرار می دهد،اگراز مقاومت هوا صرف نظر شود. معلوم کنید کدام تن می سوزد؟ کدام سر می پرد؟ چگونه باید اجساد را از درون این آهن پاره له شده بیرون کشید؟ چگونه باید آنها را غسل داد؟ چگونه بخندیم و نگاه آن عزیزان را فراموش کنیم؟چگونه می توانیم در شهرمان بمانیم و فقط درس بخوانیم. چگونه می توانیم درها را به روی خود ببندیم و چون موش در انبار کلمات کهنه کتاب لانه بگیریم؟کدام مسئله را حل می کنی؟ برای کدام امتحان درس می خوانی؟ به چه امید نفس می كشی؟ كیف و كلاسورت را از چه پر می كنی؟ از خیال، از كتاب ، از لقب شاخ دكتر یا از آدامسی كه هر روز مادرت دركیفت می گذارد؟ كدام اضطراب جانت را می خورد؟ دیر رسیدن به اتوبوس، دیر رسیدن سر كلاس، نمره گرفتن؟ دلت را به چه چیز بسته ای؟ به مدرك، به ماشین، به قبول شدن در حوزه فوق دكترا؟ صفایی ندارد ارسطو شدن خوشا پر كشیدن، پرستو شدن آی پسرك دانشجو، به تو چه مربوط است كه خانواده ای در همسایگی تو داغدار شده است؟جوانی به خاك افتاده است؟ آی دخترك دانشجو، به تو چه مربوط است كه دختران سوسنگرد را به اشك نشانده اند؟ و آنان را زنده به گور كردند؟ هیچ می دانستی؟ حتما نه! ... هیچ آیا آنجا كه كارون و دجله و فرات بهم گره می خورد، به دنبال آب گشته ای تا اندكی زبان خشكیده كودكی را تر كنی و آنگاه كه قطره ای نم یافتی؟ با امیدهای فراوان به بالین آن كودك رفتی تا سیرابش كنی؟ اما دیدی كه كودك دیگر آب نمی خورد!! اما تو اگر قاسم نیستی، اگر علی اكبر نیستی، اگر جعفر و عبدالله نیستی،لااقل حرمله مباش! كه خدا هدیه حسین را پذیرفت و خون علی اكبر و علی اصغر را به زمین پس نداد. من نمی دانم كه فردای قیامت این خون با حرمله چه خواهد كرد.... پس بیاید حرمله مباشیم یادش گرامی وراهش پر رهرو باد
بدينوسيله شصتمين سال تاسيس رژيم مهربان و اهل گفتگوي صهيونيستي را به تمامي مدعيان انسانيت به طور عام و مدعيان مسلماني به طور خاص تبريك عرض مي كنم و اميدوارم كه همه حكام مرتجع و چاق و چله عرب و حكام داخلي مدافع گفتگوي تمدن ها! و امت هميشه در عشق و حال ايران و تمامي سكوت كردگان دنيا در خوشحالي وصف ناپذير باشند و وافورهاشان پر از نئشه جات باد و پياله هاشان پر مي.
به صهيونيست هاي عزيز تبريك مي گويم چرا كه اگر نظام ما فقط سي سال است كه كه تاسيس شده نظام آنها دو برابر ما عمر كرده است. صهيونيست هاي عزيز! واقعآ خوش به حالتان كه تمامي دنيا طرفدار شماست و هيچ دولتي از كمك به شما دريغ نمي كند. كشور ما خيلي بدبخت است چون بسياري از كشورهاي دنيا ازجمله جناب پادشاه یعنی امریکا و سایر کشورها با او دشمن اند و او را تحريم مي كنند. صهيونيست هاي عزيز! خوش به حالتان كه صدها بمب اتم و كلاهك هسته اي داريد ولي ما براي داشتن چند سانتريفيوژ و غني سازي اورانيوم دست و پا مي زنيم. صهيونيست هاي عزيز! حق با شماست به هر حال هر چه باشد شما قوم برگزيده خداوند هستيد و تمام بشريت بايد در خدمت شما باشد. تمام حكام عرب و حكام جهان بايد گوش به فرمان شما باشند و ما هم تنها چيزي كه مي توانيم در طبق اخلاص بگذاريم و تقديم تان كنيم همين گفتگوي تمدن هاي ناقابل است كه اميدواريم به كرمتان از ما قبول كنيد. راستي پرچم تان خيلي زيباست. گاهي فكر مي كنم از نيل تا فرات براي شما خيلي كم است شما لياقت تان خيلي بيشتر از اينهاست. شايد هنوز نتوانسته باشيد از سمت خاورميانه، نيل تا فرات را به طور كامل صاحب شويد ولي به شما از صميم دل تبريك مي گويم چرا كه اگر از رودخانه نيل آغاز كنيم و از آن سمت دنيا به قصد فرات دور بزنيم و از اروپا و امريكا و استراليا گذركنيم تقريبآ توانسته ايد كل دنيا را تصاحب كنيد. واقعآ بايد به هوش سرشار شما غبطه خورد. شما از نيل تا فرات را از آن ور دنيا به چنگ آورديد. راستي! نوشابه هاي كوكاكولايتان طعم خوبي دارد و موبايل هاي نوكيايتان هم خيلي خوب آنتن مي دهد. خوب خيلي عجيب نيست چون همان طور كه گفتم شما قوم برگزيده ايد. گرچه مي دانيم كه جمعيت شما يهودي ها فقط 15 ميليون نفر است كه از اين جمعيت تنها پنج، شش ميليون در سرزمين هايي كه به حق تصرف كرده ايد، سكونت دارند ولي همين پنج، شش ميليون به كل جمعيت ميلياردي ما مسلمانان احمق و ترسو شرف دارد. بخوريد و بياشاميد كه دنيا براي شماست. شما حق داريد چون در تاريخ به شما ظلم هاي فراوان شده است. شما را در كوره هاي آدم سوزي مي انداخته اند و هميشه شما را از خود مي رانده اند. حال اين حق مسلم شماست كه كه ديگران را قتل عام كنيد و انتقام بلايي كه اروپايي ها به سرتان آورده اند را از فلسطيني هاي بيچاره بگيريد. اصلآ تقصير خود ماست كه هميشه گفته ايم ((ملت مظلوم فلسطين)). اين قدر اين مظلوميت را تكرار كرده ايم كه خودشان نيز باور كرده اند كه بايد مظلوم باشند. اصلآ فلسطيني هويتش را از مظلوم بودن مي گيرد. درست مانند فمينيست ها كه از بس دم از مظلوميت زنان زده اند خودشان نيز باور كرده اند كه جنس دوم اند. ما جز گريه كردن براي مظلومين جهان كار ديگري بلد نيستيم و اگر هم بخواهيم اقدام جدي تري انجام بدهيم، تنها مي توانيم، محكوم كنيم. پس با خيال راحت مشغول آدم كشي و انجام وظيفه خود باشيد و همه مردم غزه و همه مردم فلسطين را قتل عام كنيد و به شما قول مي دهم كه ما وقتي تصاويرتان را از تلويزيون ديديم، فقط محكوم تان كنيم. تازه همين كمك هاي ناچيز هم صداي خيلي از مردم ما را درآورده و معتقدند كه قيمت گوجه فرنگي در ايران گران شده است و بايد فقط به فكر قيمت گوجه فرنگي خودمان باشيم. در ضمن يادتان باشد گرچه ما و شما در كشور هم سفارتخانه نداريم ولي ما شما را به رسميت شناخته ايم. همين كه مي گوييم : ((مرگ بر اسرائيل)) يعني اسرائيلي وجود دارد كه بايد بر آن مرگ فرستاد و خودمان هم بهتر از شما مي دانيم كه اينها همش شعاره و يا همش نواره و نوار كه پا نداره و خيالتان راحت باشد كه به حرف گربه سياه باران نمي آيد. اصلآ همين كه من دارم اين متن را مي نويسم به همين دليل است كه شما را به رسميت شناخته ام و برايتان ارزش قائل شده ام. البته منظورم اين نيست كه شما خيلي بزرگ هستيد. منظورم اين است كه ما خيلي حقيريم و در برابر حقير بودن ماست كه شما بزرگ به نظر مي رسيد. راستي يادم رفت به خاطر حمايت هاي ناچيزي كه از مردم فلسطين مي كنيم از شما معذرت خواهي كنم. به هرحال ما حامي تروريست هستيم و وظيفه ما هم همين است و وظيفه محمد الياس در وبلاگ واژگون هم شايد نوشتن همين نامه بود. چرا که اساتید دانشکده مان همواره یادآوری می کنند که مطالعات فرهنگی رشته ای انتقادی است و من فکر می کنم که انتقاد فقط به گوجه فرنگی ختم نمی شود و اصولآ انتقاد حد و مرز نمی شناسد.
صهیونیست های عزیز! پرچم تان را با حسی متناقض و سرشار از نفرت و افتخار در وبلاگ ناچیزم به اهتزاز در می آورم و با حسی عجیب به آن نگاه می کنم و در این نگاه تصور می کنم روزی را که در تل آویو ندای الله اکبر اذان بلند می شود و میلیون ها مسلمان به نماز جماعت می ایستند.
دست مريزاد مؤمن! مىخواهى دوباره نامههايت را رو كنم و به آواز بيفتم. مىخواهى بزنم به دستگاه شور. بروم به حال و هواى غريبى و براى در و ديوار گرفته خانه بنالم.
مىدانى كه بازهم هوس نوشتن دارم. نوشتن دل نوشته به تو. مىخواهم بنويسم: سلام! چطورى مؤمن خدا؟ چه خبر از كوچه باغتان؟ چطورند بچههاى گردان تشنگان؟ نكند دوباره بالهايشان را باز كردهاند و رفتهاند به ديدن سيد الشهدا (ع). رفتهاند به پابوسىاش. رفتهاند تا از ميوههاى لذيذ درختهاى باغش، سرمست بشوند. رفتهاند تا از حوض كوثر خانهشان، شراب بنوشند.
رفتهاند تا از آبشارِ نقرهاى پشت بامشان سُر بخوردند و بيفتند توى دامن حوض كوثر. لابد تو هم با آنها رفتهاى! مگر نه؟ اما دل نوشته، دواى اين درد نيست. دواى اين دل گرفته نيست، براى تويى كه پرنده آفريده شدى، براى تويى كه هنوز همه قصه تشنگىات، دلم را مىسوزاند. مىدانم كه الان سيراب شدهاى. مىدانم كنار چشمهاى و دارى دلت را در تن شفاف آن مىشويى، اما هنوز خاطره آواز تشنگىات، بلند است. هنوز خاطره تشنگى بچههاى گردانتان از يادها نرفته است.
هنوز هم دارم مىشنوم كه يكي از پشت بىسيم فرياد مىكشد: «بچههاى تشنه لب آب نمىخواهند. آب نفرستيد برايمان. لب تشنه جنگيدن لذت ديگرى دارد. نقل و نبات بفرستيد. پس كو كبوترهايتان؟»
اين بار مىخواهم بيايى و دوباره از سر بگيرى. دوباره از ابتدا تعريف كنى. از وقتى كه قمقمهها خالى شدند. از لحظههايى كه از آسمان آتش باريد و لبهايتان نمك بست. بگويى كه يك گردان، ابوالفضلِ تشنه لب، چند روز در محاصره بودند. يك گردان حبيب و مسلم و عون و علىاكبر (ع)، سوز عطش گرفتند. اما هيچكس نفهميد، جز خدا. هيچ كس تشنگىشان را حس نكرد، جز آسمان، زمين، فرشتهها و جز قمقمههاى خالى و خشكيدهشان. باران گلوله بود كه روى خط مىريخت و سوز عطش بود كه بر لبهاى ترك خورده مىوزيد. همه، عشق كربلا به سرشان بود. عشق حسين (ع)، عشق بى آبى و عشق تشنه جان سپردن. مثل حسين (ع)، مثل عباس (ع) و مثل همه هفتاد و دو آتشفشان نينوا.
بيا و بازهم يك دهن سير حرف بزن. خاطره بگو و راز تشنگى سيصد بسيجى گردانتان را فاش كن. مىخواهم بنويسم. مىخواهم بنويسم كه كسى از تشنگى بچههاى گردان شما چيزى نگفت، و حرفى ننوشت. كسى از قمقمههاى خالىشان عكس نگرفت. كسى براى لبهاى خشكيدهشان فيلم نساخت. كسى به خاطر چشمهاى خستهشان شعر نگفت و كسى در وصف بلور اشكهايشان، نجوا نكرد.
دلم مىخواهد دوباره نرم نرم، لحظه به لحظه و جزء به جزء از خط اول خاكريز تا خط آخر آسمان، يك دل نوشته بنويسم. دل نوشتهاى كه خود نيز تشنه است. تشنه تو، تشنه حرفهاى تو و ديدنت! امشب اگر به خوابم نياى و خودت را دوباره نشانم ندهى، باز عطر بارانم نكنى، من از خواب مىپرم. وحشت دنيا به قلبم چنگ مىاندازد. مىترسم تو را از ياد ببرم. تو را اي مرواريد، اي شهيد! تو و يك گردان شهيد تشنه لب را! يك گردان شهيد تشنه، تشنه، تشنه....
در یک مهمانی چگونه به روز باشیم
ورژن خانم ها
ابتدای برنامه باید به اطلاع شما برسانم که برای به روز بودن در یک مهمانی داشتن وسایل زیر ضروری است.
الف) قبل از بیرون رفتن از خانه سعی کنید صورت خود را با هفت قلم آرایش کنید اگر هفت قلم آرایش را ندارید میتوانید یک قلم را به هفت قسمت مساوی تقسیم کنید و از آن استفاده کنید.
سعی کنید از کرم های سفید کننده نیو شرلی استفاده کنید ان هم به مقدار زیاد در صورت نداشتم کرم هایی از این دست میتوانید مقداری خمیردندان به صورت خود بمالید. از رژ لب سوئیسی استفاده کنید در صورت نداشتن رژ لب سوئیسی میتوانید لب خود را به مقداری ضد زنگ آغشته کنید.
مدادهای ارایش هم انواع و اقسام مختلفی دارند که شما میتوانید در صودت نداشتم مدادهای آرایش از مداد رنگی های 6 تایی خواهر کوچکترتان استفاده کنید.
به هر حال بعد از آرایش سر و روی خود و هنگامی که متوجه شدید مثل میمون شده اید دیگر کافی است دست نگه دارید و به سراغ ادامه کارهایتان به شرح زیر بروید.
یک شلوار لی تاکید میکنم لی را برای پوشیدن انتخاب کنید اصلا مهم نیست که از چه نوعی باشد فقط مهم است که لی باشد اگر که قسمتهایی از ان هم پاره شده باشد بهتر است مخصوصا سعی کنید دم پاچه های آن رشته رشته شده باشد . گر هم نیم متری از پای شما کوچکتر باشد مهم نیست.
اکنون به دنبال یک جفت صندل قهوه ای باشید که 5 شماره از پای شما کوچکتر باشد و پاشنه آن 10 سانتی متر باشد در صورت نداشتن چنین صندلی میتوانید از دمپایی های دم در توالتتان استفاده کنید منتهی باید نصف ان را با چاقوی تیزی تاکید میکنم چاقوی تیزی ببرید و میخی به ارتفاع 20 سانتی متر در ته ان فرو کنیدو.
یک عدد موبایل را با بندی به گردن خود آویزان کنید د رصورت نداشتن موبایل راست راستکی میتوانید از موبایل اسباب بازی یا کنترل تلوزیون هم استفاده کنید. منتهی باید توجه داشته باشید بعد از آویزان کردن آن به گردن حتما یادتان باشد که کنترل تلوزیون را داخل سینه اتان بیندازید و فقط بند ان معلوم باشد.
حالا که اسم مانتو اوردم باید بگویم که مانتویی که میپوشید حتما باید از رنگ روشن باشد یا ترجیحا یک رنگ ضایع مثل قرمز یازرد اندازه مانتئ هم باید اندازه قد شما در نه ماهگیتان باشدو تا بالای زانو خیلی بالای زانو تر اون بالا بالاها آستین ان تا بازو یا اندکی بالاتر از بازوها
حتما یادتان باشد که از عینک دودی استفاده کنید در صورت نداشتن عینک دودی هم میتوانید عینک معمولی را برداشته و به اندکی دوات آغشته کنید
استفاده از مچ بند پابند و دیگر وسایل زینتی هم در این جور مهمانی ها اشکال شرعی ندارد در صورت نداشتن این قبیل اجناس میتوانید از کاغذ رنگی استفاده کنید
استفاد ه از وسایل زینتی که در مسئله قبل نام برده شده اگر موجب عسر و هرج (سختی صاحب مال ) شود شما میتوانید از بدل آن استفاده کنید که تو پنج شنبه بازار و یا دستفروش های سر فلکه گیر می آید استفاده کنید.
وسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
اللهم صل علی محمد و آل محمد
گاو ما ما مي كرد
گوسفند بع بع مي كرد
سگ واق واق مي كرد
کلاغ قار قار میکرد
الاغ عر عر میکرد
و همه با هم فرياد مي زدند حسنك كجايي
شب شده بود اما حسنك به خانه نيامده بود.حسنك مدت هاي زيادي است كه به خانه نمي آيد.او به شهر رفته و در آنجا شلوار جين و تي شرت هاي تنگ به تن مي كند.او هر روز صبح به جاي غذا دادن به حيوانات جلوي آينه به موهاي خود ژل مي زند و لبهای خود را ماتیک
موهاي حسنك ديگر مثل پشم گوسفند نيست چون او به موهاي خود گلت مي زند و هرروز سه چهار ساعت از وقت خود را صرف آرایش خود میکند.
ديروز كه حسنك به جای اینکه به صحرا برود و برای گوسفندها علف بچیند به کافی نت رفت بود و با كبري چت مي كرد .كبري گفت تصميم بزرگي گرفته است.كبري تصميم داشت حسنك را رها كند و ديگر با او چت نكند چون او با پتروس دوست شده بود و با او چت مي كرد.
پتروس هميشه پاي کامپیوترش نشسته بود و چت مي كرد.
پتروس وقتیاز کافی نت بر میگشت دید که سد سوراخ شده اما انگشتش درد مي كرد چون زياد چت كرده بود.و نتوانست انگشت خود را درون سوراخ بکنداو نمي دانست كه سد تا چند لحظه ي ديگر مي شكند.پتروس در حال برگشتن به خانه بود که سد شکسته شدو او غرق شدو مرد.
براي مراسم دفن او كبري تصميم گرفت با قطار به آن سرزمين برود اما كوه روي ريل ريزش كرده بود .ريزعلي ديد كه كوه ريزش كرده هر چه تلاش کرد نتوانست لباسهای لی تنگش را بیرون بیاورد البته ناگفته نماند ريزعلي سردش بود و دلش نمي خواست لباسش را در آورد .ريزعلي موبایلش چراغ قوه داشت اما نمیخواست شارژ موبایلش به خاطر روشن کردن چراغ قوه تمام بشو آخر او میخواست با دوست دخترش بود صحبت کندو او را به کافی شاپ دعوت کند. قطار به سنگ ها
برخورد كرد و منفجر شد .كبري و مسافران قطار مردند.ریز علی هم بعد از دیدن دوست دخترش در کافی شاپ به خانه برگشت .
خانه مثل هميشه سوت و كور بود .الان چند سالي است كه كوكب خانم همسر ريزعلي مهمان ناخوانده ندارد او حتي مهمان خوانده هم ندارد.او حوصله ي مهمان ندارد.او پول ندارد تا شكم مهمان ها را سير كند.
او در خانه تخم مرغ و پنير دارد اما گوشت ندارد
او كلاس بالايي دارد او فاميل هاي پولدار دارد.
او آخرين بار كه گوشت قرمز خريد چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت .اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنياي ما خيلي چوپان دروغگو دارد به همين دليل است كه ديكر در كتاب هاي دبستان آن داستان هاي قشنگ وجود ندارد.
مهدی رحیمی(آریایی)
صمیمانه ای با خدا
خداجون سلام. امروز دارم به زندگی انسانها فکر میکنم به زندگی موجودات دوپایی که بعضی هاشون فقط مثل درخت سپیدار قد علم کرده اند به موجوداتی که فقط عین تانکر چاق شده اند و به موجوداتی که یه مثقال ادب و شعور در آن کله هفتاد هشتاد کیلوییشون نیست.
امروز به کسانی فکر میکنم که تموم هم و غمشون جمع آوری مال و ثروته. به کسانی فکر میکنم که حاضرند به خاطر صد تومان حق چندین و چند نفر رو ضایع و تباه کنند. به کسانی فکر میکنم که دنیای دیگر رو از یاد بردن و فکر میکنن همین زندگی پر زرق و برق دنیایی براشون کافیه ولی نمیدونن فردایی هم وجود داره که باید جوابگوی اعمالشون باشن. و شایدم میدونن و خودشون رو به نادونی زدن.
امروز به بی لیاقتی و بی کفایتی بعضی مسئولین مملکت فکر میکنم . خداجون امروز شاید هزاران نفر در کشور ما به خاطر گرسنگی فقر و بیچارگی به خاطر آبرو داری و آبرومندی سر گرسنه به سنگ میگذارندو مسئولای کشور سر سفره هاشون انواع غذاهای ایرانی و خارجیه.
امروز مطمئنا کسانی هستند که بر روی زمین خیس و نمناک در زیر زمین های نم کشیده در پارکینگ ها زندگی میکنند و بعضی مسئولای مملکت بر مبل هایی مینشینند که از مبل شاه هم نرم تر و راحت تره.
امروز کسانی هستند که فرزنداشون رو از سوز سرما در گوشه یک اتاق کاه گلی به آغوش گرفتن و بعضی مسئولین در کنار بخاری ها و شومینه ها در روی تخت خوابهای پر قو با خیال راحت آرمیده اند.
خدای من امروز کسانی هستند که سرگرمی بچه هاشون هنوز هم که هنوزه گرگم به هواست ولی بچه های مسئولین مملکتی دنبال بازی های اینترنتی بیلیارد گلف و.. هستند.
امروز کسانی هستند که برای فراگیری دانش صبح زود ازخواب بیدار میشن و بدون خوردن حتی یه لقمه صبحانه و با کیف و کفش مندرس خواهریا برادر بزرگترشون در میان باران و برف سرما و گرما کیلومتر ها پیاده روی میکنند تا به مدرسه دست سومی برسند که در و دیوار اون شکسته اون آدم رو از درس خوندن میترسونه و بچه های بعضی مسئولین باید همیشه با یکی دوساعت تاخیر با بهترین نوع لباس کیف و کفش غربی با ماشین اداره و صبحانه ای مقوی و با پول تو جیبی به اندازه حقوق ماهیانه بعضی ها به بهترین مدرسه غیر انتفاعی بره درس نخونه و با معدل عالی هم قبول بشه.
امروز مطمئنا خانواده هایی هستند که ماه به ماه میوه تازه و سالم گیرشون نمیاد غذای سالم از گلوشون پایین نمیره ولی مسئولین کشور برای حل مشکل فقر و بیچارگی کنفرانس و جلسه هایی میگیرن که هزینه پذیرایی میوه و شیرینی این کنفرانس ها و جلسه ها میلیون ها تومان میشه.
امروزه گیره بعضی ها یه تکه پارچه هم نمیاد تا شلواریا پیرهنشون رو وصله بزنن ولی وقتی که فلان مسئول از مکه میاد یا پسر عموی بابای مادر بزرگ مامانشه می میره میلیون ها تومان پول بیت المال خرج نوشتن پیام های تبریک و تسلیت برروی پارچه های رنگارنگ روزنامه های قشنگ و تاج گل های ملنگ میشه.
خدای من امروزه سقف خونه ی خیلی ها به خاطر بدبختی و بیچارگیشون به حال اونا زار زار گریه می کنه و اشک میریزه و چکه میکنه و سقف خونه بعضی مسئولین هم مثل دلاشون سنگ شده و چند لایه قیر گونی و آسفالت و ایزوگام روی اونا رو پوشونده.
امروزه مسئولین موبایل دارن و میخوان به قول خودشون 24 ساعته در خدمت مردم باشن زودتر به داد مردم برسن ولی موقع دادخواهی هیچکدومشون در دسترس نیستند.
خدا جون امروز اگه به فلان مسئول به جای جنابعالی یا حضرتعالی گفتید شما میخواد آدم رو زیر چرخ های کارخونش خرد کنه و یا تو دریای پول هاش غرق کنه ولی تو ای خدا همان تو را پذیرفتی با این که به تو میگوییم تو باز هم مهربانی و با این که موبایل نداری همیشه در دسترس هستی . اگر کسی به تو کار داشت مشکلی داشت لازم نیست از این اتاق به آن اتاق و یا از این اداره به ان اداره بره. خدایا تو خیلی مهربونی مثل بعضی ها قول و وعده های الکی نمیدی .
خدای من به فریادمون برس..............
مهدی رحیمی ( آریایی )
در پی کشف جزیره ناشناخته در آمازون مردم ایران منتظر وقوع این حوادث باشند.
به چند دلیل چارچوب این وبلاگ کلا عوض میشود و راه به سوی طنز سیاسی و انتقاد میبرد.
۱- نظرات و پیشنهادات مکرر بازدید کنندگان و بلاگ
۲- حدود ۷۴ روز فکر و تامل در مورد این پیشنهادات
۳- توانایی و استعدادی که در زمینه نوشتن طنز سیاسی دارم
۴- لجبازی با بعضی ها
۵- از همه مهمتر مسائل شخصی که در حدود ۳ الی ۴ ساله برام پیش اومده و میاد
تبصره من نه از جایی پول میگیرم و نه کمکی میشم
دوست دارم هر چی رو که تشخیص میدم بده رو سرکوب کنم
هیچ احد و ناسی هم هیچ غلطی نمیتونه بکنه تاکید میکنم هیچ احد و ناسی هم هیچ غلطی نمیتونه بکنه
از هیچکی هم جز خدا نمیترسم
به اطلاع هم برسونم که تا حالا باعناوین مستعار متعدد اقدام به نوشتن طنزهای سیاسی و یا انتقاد میکردم ولی الان با خیال راحت میگم که این وبلاگ متعلق به مهدی رحیمی میباشد
این هم شماره موبایل من هر کی حرفی انتقادی چیزی میزی داشت در خدمتیم.
۰۹۱۷۱۱۵۰۲۳۶